الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

400

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

به سليمان آنچه از خلافت و وصول به آرزوها ، سهم امين بوده ، رسيده است و احمد بن خصيب در فرمانروايى ، درست همان سهم قاسم بن رشيد ، را برده است كار به جايى رسيده كه كسى در پنهان و آشكار از بيم گرفتاريها نمىتواند تو را نصيحت كند از بيت المال بپرس ، مالها كجاست ؟ او مىداند و از مالياتهايت ، از كليهء اموال خود بپرس ! چه قدر مردم بىگناه در ميان زندانها اسير كنده و زنجيرهاى تهمت و افترايند ! تو را به نام پسنديدهء رشيد ناميدند خود را در كارهايى كه باعث نجات از خطاهاست با او مقايسه كن همانطور كه هارون بشدت برامكه را با ساقط كردن از بلنديها نابود كرد تو نيز آنان را نابود كن . » ابن زيات ، در اين اشعار پرده از روى غمها و گرفتاريهاى امت برداشته و آن بدبختيها و مصائبى را كه در دوران اين واليان دچار بودند برملا نمود ، زيرا كه « واثق » آنها را بر سرزمينهاى اسلامى مسلّط كرده و تمام امور مسلمين را به آنها واگذار كرده بود و آنها نيز در امور مسلمين به بدترين نوع استبداد رفتار مىكردند و ظلم و جور را از حد گذرانده و بيت المال را غارت كرده و خوبان را در سياهچالهاى زندان و بدترين شكنجه‌ها مبتلا ساخته بودند ، شاعر از « واثق » مىخواهد كه همچون جدش هارون الرشيد در سختگيرى و اراده استوار باشد و او نيز - همان طورى كه هارون الرشيد ، به برامكه يورش برد و به بدترين مجازات گرفتارشان ساخت و از آنها جز نامى باقى نگذاشت - اين واليان را از ميان بردارد .